بمیر

آدم کشتن سخت است، به خصوص وقتی که به طرف شلیک میکنی و با چند تا گلوله‌ی اول نمی‌میره، هنوز داره بهت نگاه میکنه، داره التماس میکنه که نکشیش. بعد تو هم دلت نمیخواد که بکشی امّا مجبوری. باز هم شلیک میکنی، نمی‌فهمی که مرده یا نه، دلت  میخواد مرده باشه، چشماش رو هم بسته باشه، اما هنوز داره نگاهت میکنه، حداقل چشماش به سمت توئه، حتی اگر مرده باشه. بمیر لعنتی، بمیر.

از وبلاگ : آخرین وسوسه های من

 

 

/ 3 نظر / 21 بازدید
علی

نوروز هم از بامداد / آمدنش فرخ و فرخنده باد باز جهان خرم و خوب ایستاد / مرد زمستان و بهاران بزاد ز ابر سیه روی سمن بوی داد / گیتی گردید چو دار القرار روی گل سرخ بیاراستند / زلفک شمشاد بپیراستند کبکان بر کوه به تک خاستند /بلبکان زیر و ستا خواستند فاختگان همبر میناستند / نای زنان بر سر شاخ چنار باز جهان خرم و خوش یافتیم / زی سمن و سوسن بشتافتیم زلف پر یرو یان بر تافتیم / دل ز غم هجران بشکافتیم خوبتر از بوقلمون یافتیم / بوقلمونیها در نوبهار عید را به شما و خانواده محترمتان تبریک میگم

ویکا

[افسوس] واقعا سخته....اما سخت تر از اون کشتن اون فرد تو وجود خودته....واقعا سخته....[گل]

ویکا

[افسوس] واقعا سخته....اما سخت تر از اون کشتن اون فرد تو وجود خودته....واقعا سخته....[گل]