غفلت کرده ای مادر
غفلت کردهای مادر !
تو فراموش کردن را
به من نیاموختی
مرا دریاب مادر !
خالیِ لحظههایِ من پر از اندوهی ژرف است
که مرا به نبودن نزدیک و نزدیک تر میکند
مادر !
از ضربانِ قلبِ من بگیر این غمِ کشنده را
من آرام آرام میمیرم
غفلت کردهای مادر !
تو فراموش کردن را
به من نیاموختی
مرا دریاب مادر !
خالیِ لحظههایِ من پر از اندوهی ژرف است
که مرا به نبودن نزدیک و نزدیک تر میکند
مادر !
از ضربانِ قلبِ من بگیر این غمِ کشنده را
من آرام آرام میمیرم
امسالم که مثل پارسال جمعه هاش دلگیره
این داشمندا چه غلطی می کنن پس ؟؟؟؟
آدم کشتن سخت است، به خصوص وقتی که به طرف شلیک میکنی و با چند تا گلولهی اول نمیمیره، هنوز داره بهت نگاه میکنه، داره التماس میکنه که نکشیش. بعد تو هم دلت نمیخواد که بکشی امّا مجبوری. باز هم شلیک میکنی، نمیفهمی که مرده یا نه، دلت میخواد مرده باشه، چشماش رو هم بسته باشه، اما هنوز داره نگاهت میکنه، حداقل چشماش به سمت توئه، حتی اگر مرده باشه. بمیر لعنتی، بمیر.
از وبلاگ : آخرین وسوسه های من
